۰

گفت‌وگو با مهندس ریاضی مدیرعامل صنایع ارتباطی پایا

آقای مهندس حسین ریاضی اصفهانی یکی از قدیمی‌های صنعت مخابرات کشور است و سال‌هاست که در این عرصه فعالیت‌های گسترده دارد. ایشان مدیر عامل شرکت صنایع ارتباطی پایا است و از طرف این شرکت عضو هیئت مدیره‌ی شرکت ارتباطات مبین‌نت است.

ماهنامه‌ی علمی تحلیلی «طیف برق» که در حوزه‌ی ارتباطات و فناوری اطلاعات فعالیت دارد، در شماره‌ی سی و ششم خود که در تیر ماه منتشر شد، مصاحبه‌ی مفصلی با آقای مهندس ریاضی ترتیب داد که در آن بحث‌های جالبی در زمینه‌ی وضعیت فعلی صنایع داخلی به ویژه صنعت مخابرات مطرح شد.

خواندن این مصاحبه‌ را به تمام علاقه‌مندان صنایع مخابراتی و ارتباطی توصیه می‌کنیم.

تکریم صنعت به ارجاع مستمر کار به آن است

حضور در محل کارخانه‌ی یک شرکت داخلی که هنوز هم علی‌رغم مشکلاتی که صنعت مخابرات ما با آن‌ها مواجه است، فعال است بیش‌تر ما را برای نشستن پای صحبت مدیرعامل شناخته شد‌ه‌اش که به واقع یکی از افراد توان‌مند و باسابقه‌ی سندیکای صنعت مخابرات کشور است مصمم کرد.

گفت‌وگو با مهندس ریاضی مدیرعامل صنایع ارتباطی پایا حاوی نکات خواندنی بسیاری است که امیدواریم بیش از همه مورد توجه و بهره‌گیری متولیان و مسئولین صنعت مخابرات کشور قرار گیرد.

 

آسیب‌شناسی شما از کاهش رونق صنایع داخلی ما (در حوزه‌ی مخابرات) در دهه‌ی اخیر نسبت به دهه‌ی قبل از آن چیست؟

اگر بخواهیم مشکلات صنایع مخابراتی را آسیب‌شناسی کنیم، بایستی از این شروع کنیم که صنایع مخابراتی به تناسب توان‌مندی ارجاع کار نداشتند و این مسئله یکی از آسیب‌های جدی و مشکلات صنعت داخلی ما به ویژه در دهه‌ی اخیر بوده است.

ما توانایی‌های صنایع خودمان را وقتی می‌توانیم درست ارزیابی کنیم که مرتباً به صنعت ما ارجاع کار شود. اگر انفصال و قطع همکاری میان زنجیره‌های مختلف در صنعت اتفاق بیافتد حداقل آسیب آن این است که ما دیگر نمی‌توانیم ارزیابی درستی از توان‌مندی صنعت داشته باشیم.

 

بحثی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که صنعت مخابرات، صنعتی با سرعت رشد بسیار بالاست و ممکن است صنایع ما نتوانند آن را دنبال کنند، در این صورت چگونه ممکن است به صنایع داخلی کار ارجاع داد؟

صحبت شما کاملاً صحیح است. بالاخره مواردی پیش می‌آید که در صنعت مخابرات زیاد هم کم نیست. فناوری دنیا با سرعت پیشرفت می‌کند و صنایع ما نمی‌تواند آن را دنبال کند و به اجبار برخی نیازها باید از خارج تأمین شود. در این‌جا چه باید کرد؟

عرض بنده این است که حتی در این شرایط هم نباید صنعت را رها کرد. به عبارت دیگر، حتی خرید خارجی برای محصولات پیشرفته باید از طریق صنعت داخلی باشد. نباید ارجاع کار به صنعت در هیچ شرایطی قطع شود. مثلاً روزی که تشخیص دادیم صنعت ارتباطات سیار ما نمی‌تواند فناوری روز را دنبال کند و ما مجبوریم از خارجی بخریم، کاری کنیم که تأمین محصولات خارجی از طریق صنعت داخلی انجام شود. کاش در پروژه‌ی ۶ میلیون به‌جای آن‌که به صنعت داخلی می‌گفتند بروید محصول داخلی بیاورید می‌گفتند بروید نوکیا و … بیاورید. می‌دادند هواوی را تحت لیسانس اما در داخل تولید کنیم و برنامه و راهکاری از صنعت می‌خواستند که باید عمق دانش فنی خود را بیش‌تر کنید. می‌دادند همکاری را تحت لیسانس با خارجی‌ها داشته باشیم، اما در داخل تولید کنیم؛ الان وضعیت صنعت ما بهتر بود. مگر در صنعت خودرو غیر این است؟ مگر در بقیه‌ی تجهیزات الکترونیکی مثل مانیتور و تلویزیون غیر این است؟ مگر ما تا به حال مانیتور و تلویزیون ایرانی داشته‌ایم؟

 

و در صنعت مخابرات ما این اتفاق نیفتاد؟

در صنعت مخابرات ما نه تنها این نشد، بلکه یک قدم عقب‌تر از آن اتفاق افتاد. بگذارید یک مثالی بزنم که برای همه کاملاً ملموس است. در صنعت خودرو یک کمیته‌ی حمایت از مصرف‌کننده وجود دارد که حتی برای متقاضی واردات محصول خارجی یک سری شروط و الزامات می‌گذارد. این‌طور نیست که هر کسی هر خودرویی را بتواند وارد کند. علاوه بر شرایط قانونی باید یک سری الزامات را هم رعایت کند. مثلاً خدمات پس از فروش و تأمین قطعات و سیستم پشتیبانی را در داخل کشور راه‌اندازی کند تا مصرف‌کننده متضرر نشود. در صنعت تلویزیون و مانیتور هم این‌طور بود. اما در صنعت مخابرات این اتفاق نیفتاد. یعنی حتی اگر می‌خواهیم محصول خارجی بخریم و منبع داخلی توان تولیدی و صنعتی لازم را ندارد، حداقل باید زمینه‌ی ایجاد توان نگه‌داری و پشتیبانی محصول را در صنایع داخلی ایجاد کنیم. بالاخره شرکت ایرانی بعد از مدتی عمق دانش فنی خود را زیاد می‌کند و از سوی دیگر، مشتری هم به دلیل نگه‌داری و پشتیبانی از محصول راضی است.

عدم توجه به این مسئله علاوه بر سایر آسیب‌ها مثل وابستگی نگه‌داری و پشتیبانی محصول به خارجی‌ها، باعث شد که ارجاع کار به صنایع داخلی قطع شود و این اشکال اصلی صنعت مخابرات است.

 

البته در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ تا حدودی این سیاست در صنعت مخابرات اجرایی می‌شد. چرا در دهه‌ی ۸۰ این سیاست رو به افول رفت؟

به نظرم می‌آید آسیبی که در دهه‌ی ۸۰ به مخابرات وارد شد، تغییرات سریع در مدیریت مخابرات کشور بوده و عمر مدیریت‌ها کوتاه شده است. البته می‌توان این را بررسی کرد. در اوایل دهه‌ی ۶۰ که به دلیل شرایط کشور عمر مدیریت‌ها کوتاه بود کار خاصی در کشور نشد. اما به مرور از میانه‌ی دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ مدیریت‌ها ثبات بیش‌تری داشت. عمر مدیریت کلان و میانی که کوتاه می‌شود، تصمیم‌گیری‌ها عجولانه می‌شود. ما به عنوان بخش خصوصی انتظارمان این است که دورنمای ثابتی در مخابرات کشور ببینیم. وقتی هدف و دورنما مشخص نباشد، تصمیم‌گیری‌ها عجولانه و روزمره است. در یک کشور که مشکل خرید خارجی ندارد و تصمیم‌ها هم عجولانه گرفته می‌شود، نفعش را خارجی‌ها می‌برند. اصلاً به اعتقاد بنده ما در این سال‌ها حداقل در حوزه‌ی مخابرات تحریم نداشته‌ایم، چون هر چه خواسته‌ایم از چین خرید کرده‌ایم که به راحتی امکان‌پذیر بوده است.

اتفاقاً در مملکت ما آن‌قدر توان‌مندی انسانی و امید و انگیزه به کار فنی و فناوری زیاد است که سخت است کار را به خارجی دهیم. اما سیاست‌گذاری و نگاه ما در صنعت مخابرات، حداقل نسبت به برخی صنایع دیگر مثل صنعت خودرو، غلط است. البته می‌توان آسیب‌شناسی کرد که چرا عمق تولید بومی ما در صنایعی مثل خودروسازی و مانیتورسازی بالا نبوده است اما این کم‌کاری در افزایش عمق دانش فنی و بومی‌سازی اصل موضوع را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد.

 

چرا شرکت‌ها و صنعت‌گران داخلی مستقیماً برای همکاری سراغ شرکت‌های خارجی به‌ویژه شرکت‌های چینی نرفتند؟

رفتند اما آن‌ها- شرکت‌های خارجی- راه‌حل را در این دیدند که از طریق شرکت‌های واسط نیمه‌دولتی و دولتی تجهیزات خود را به مشتریان بفروشند، نه از طریق شرکت‌های بخش خصوصی. اتفاقاً برای شرکت‌های خارجی کار هوشمندانه‌ای بود و فروش آن‌ها و هزینه‌های سربارشان را کاهش داد. در واقع، شرکت‌های هواوی و ZTE برای فروش محصولات خود از طریق واسطه‌های شبه‌دولتی چشم و هم‌چشمی و رقابت کردند و در این میان، صرفاً یک سری محصولات را در داخل فروختند.

 

آقای مهندس، یکی دیگر از موضوعاتی که برخی در مورد تولید داخلی می‌گویند این است که محصولات خارجی قیمت بسیار کم‌تری نسبت به تولید داخلی دارند و از این رو به نفع کشور است که محصولات تولید خارج کشور را بخریم.

از نظر من به نفع کشور نیست. ریشه‌ی این ایراد این است که ما در ایران قیمت تمام شده را درست حساب نمی‌کنیم. در چین می‌گویند حداقل معیشت جزو هزینه‌های تولید نیست. یعنی بهداشت، سرپناه و حقوق حداقلی را جزو هزینه‌ی تولید محصول حساب نمی‌کنند، چون به هر حال دولت چه محصولی تولید بشود یا نشود موظف به تأمین آن است. حتی در چین مواد اولیه و منابعی که در چین وجود دارد و فاقد ارزش بین‌المللی است و مستقیماً بازار بین‌‌المللی ندارد را در تولید محصولی که برای صادرات تهیه می‌شود، جزو هزینه‌ی  تولید محسوب نمی‌کنند. بنابراین بنده معتقدم در درجه‌ی اول تعریف و نحوه‌ی محاسبه‌ی هزینه‌ی تمام‌شده در کشور ما باید اصلاح شود تا قابل مقایسه با محصولات خارجی باشد.

 

در مجموع در شرایط فعلی راه‌کار حمایت از توان داخلی در حوزه‌ی مخابرات را در چه می‌دانید؟

فقط ارجاع کار. مثلاً وزارت‌خانه اصرار کند من می‌خواهم STM4 بخرم. حالا شرکت داخلی که توان‌مندی دارد بسازد یا بخرد و وزارت‌خانه هیچ مذاکره و صحبتی برای خرید مستقیم سیستم انجام ندهد. حتی اگر خارجی‌ها سراغ وزارت‌خانه رفتند، آن‌ها را به شرکت‌های داخلی ارجاع دهد. بین داخلی‌ها برای خرید، ولو خرید خارجی رقابت بگذارد و دایماً فشار بیاورد که شرکت‌های داخلی خدمات پس از فروش بدهند و مهم‌تر از آن، عمق فناوری خود را با خریدهای خارجی بالا ببرند.

 

اما در حال حاضر، بخش مهمی از خریدها توسط اپراتورهای خصوصی صورت می‌گیرد.

خصوصی باشند، اما ایرانی که هستند. بالاخره نفعش هم به مملکت و هم به خودشان می‌رسد. نیروی انسانی داخلی هزینه نیست، درآمد است. بنابراین برای اپراتورهای ما هم وجود و ارتقای سطح دانش فنی نیروی انسانی توان‌مند درآمد است. شما ببینید نرخ حق‌الزحمه‌ی مشاور و مهندس داخلی چه‌قدر با مشاوران و مهندسان خارجی تفاوت دارد. خوب اگر شرکت‌های ما توان‌مند شوند و با ارجاع کار مستمر عمق دانش فنی آن‌ها افزایش یابد، نفع آن به اپراتورها هم می‌رسد. بالاخره نگه‌داری شبکه‌ها و به‌روزسازی آن‌ها یک کار مستمر است که اتکا به شرکت‌های خارجی در درازمدت برای اپراتورها هم هزینه‌های سنگینی دارد.

 

در نهایت به عنوان بخش پایانی گفت‌وگو اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

صنعت ما تکریم نشده است. تکریم صنعت به فراهم‌سازی زمینه‌ی ارجاع مستمر کار به آن است. الان فعالیت شرکت‌های داخلی عموماً منحصر شده است به زمینه‌هایی که گردش مالی کوچک دارند. به صورت موردی، رادیو و تجهیزات می‌فروشند یا موارد خدماتی، مثل نگه‌داری مرکز تلفن برای نهادها و مراکز اداری و صنعتی و… . در حال حاضر، یکی از معضلات شرکت‌ها همین درگیر شدن در کارهای کوچک است. اعتقاد ندارم که دولت بیاید کمک بلاعوض یا حمایت خاصی از صنعت و پروژه‌ها بکند، جز موارد خاصی که ریسک بالایی دارند. اگر چشم‌انداز درآمد مشخص باشد، بخش خصوصی وارد می‌شود و کار انجام می‌شود و نیاز به هزینه‌ی دولت هم نیست.

ديدگاه شما